غلامعلى صفايى

370

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

چنان كه جماعتى از مفسرين مانند ابن عباس اين گونه تفسير كرده‌اند ، زمخشرى دراين‌باره مبالغه كرده و گفته است كه در تمامى موارد هرگاه « هل » با فعل استعمال مىشود به معناى « قد » است و اگر در اين‌گونه عبارات معناى استفهام فهميده شود ، آن معنا از همزه مقدر قبل از « هل » فهميده مىشود . و زمخشرى در كتاب « المفصل » اين مطلب را از سيبويه نيز نقل مىكند و گفته است : كه در نزد سيبويه « هل » به معناى « قد » است غير از اينكه الف يعنى همزه استفهام قبل از آن حذف شده و در تقدير است زيرا « هل » در كلام واقع نمىشود مگر اينكه قبل از آن استفهام باشد همان‌طور كه گاهى نيز مذكورا همزه استفهام بر « هل » داخل مىشود ، مانند قول زيد الخيل از شعراى مخضرم دربارهء جنگ آنان با قبيله بنى يربوع : « سائل فوارس يربوع بشدّتنا * أهل رأونا بسفح القاع ذي الأكم » « 1 » شاهد : در دخول همزه بر « هل » در اول مصرع دوم است . تركيب شعر : « سائل » فعل امر مخاطب مذكر باب مفاعله و فاعل آن ، ضمير « أنت » مستتر و « فوارس » جمع « فارس » مفعول آن و مضاف به « يربوع » كه اسم رئيس قبيله « بنى يربوع » است و باء در « بشدتنا » به معناى « عن » است و « شدة » مجرور و به معناى جمله است و مضاف به ضمير متكلم مىباشد و « رأونا » فعل و فاعل و « بسفح » متعلق به فعل قبل و « سفح » به معناى پائين و مضاف به « القاع » به معناى زمين مسطح است و « ذى الأكم » صفت براى « سفح القاع » مىباشد و « الأكم » جمع « الأكمه » به معناى تل و تپه است . معناى شعر : « سؤال كن از سواركاران قبيلهء بنى يربوع دربارهء حمله‌كردن ما آيا محققا ديده‌اند ما را در دامنهء بيابانى كه صاحب تلهائى است » . انتهى كلام زمخشرى . و لو كان كما زعم : مصنف كتاب در رد زمخشرى و عدم صحت معناى « قد » داشتن « هل » مىگويد : اگر صواب اين گونه بود كه زمخشرى معتقد است ، هرگز نبايد داخل شود « هل » بر كلمه‌اى مگر آن كه آن كلمه فعل باشد ، زيرا « قد » كه « هل » ادعا

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 772 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 67 ، همع الهوامع : 2 / 77 ، أمالي ابن الشجري : 1 / 108 ، شرح ابن يعيش : 8 / 152 .